نظر یادتون نره فقط همین !!!
متن از خودمه نظر ییادتون نره
ای بابا گوشی جونم انگار هیچکس نمونده مجبورم با تو درد دل گویم
راستش من نسبت به تو یه کم بی وفا بودم
تو همیشه کنارم بودی اما من همیشه به تو فقط به عنوان یه وسیله نگاه کردم
تو وقتی نیاز داشتم کسی باهام صحبت کنه با آهنگ های تو رمت باهام حرف زدی
وقتی نیاز داشتم یکی نگاهم کنه تو با دوربینت نگاهم کردی
در بهترین ها باهم بودیم
و در بدترین ها تنهایم نگذاشتی
حتی در فضای مجازی هم باهم بودیم
به معشوقه ام به وسیله تو حرف زدم
به وسیله تو صدایش رو شنیدم
به وسیله ی تو برایش پیام دادم
به وسیله ی تو بهش گفتم "دوستت دارم"
و به وسیله تو جواب شنیدم"مرسی،ممنون"
صبح های زیادی تو منو از خواب بیدار کردی
خیلی هم با ادبی
هر وقت روشنت می کنم اول سلام و خوش آمد می گی
از همه مهمتر به جز عکس من کس دیگری رو نمیشناسی
و قفل رو براش باز نمی کنی
تو تنها کسی هستی که شماره معشوقه خودم رو دادم بهش
تو به من خیام دادی بخونم
شریعتی دادی
حتی گاهی دوستان جک می فرستن
و تو برای اینکه من رو بخندانی سریع داد و بیداد می کنی
سریع سر و صدایت در می آید که بدو بیا
اینو بخون
وقتی از دنیا بریدم عکس یه دوست رو بهم نشون دادی گفتی بیا اینم شماره اش
یه زنگ بزن ببین چطوره،چه می کنه
تو همه ی حرف های منو با همه شنیدی
اما تا حالا نشده اونا رو به کسی بگی حتی به کسایی که خودم فکر میکنم محرمن
هر کاری هم کردم دیدی اما تا من نخواستم اونا رو به کسی نشون ندادی
اشکامو دیدی،
لبخند های الکی ام رو دیدی،
خنده های دروغینم رو دیدی،
غم هام رو دیدی،
الانم داری می بینی که همراه نوشتنم اشک از چشمانم سرازیر شده است
آه صورتت خیس شد از اشک های من...
گمان کنم کافی است...
برچسب:
نویسنده: اســـمـاعـیـل